برای ورود به جزیره به موافقت کتبی نماینده ویژه ملکه که از او به عنوان «رئیس» یاد میشود، نیاز است. فرودگاه جزیره که باند آن روزی طولانیترین باند جهان بود، برای فرود شاتل فضایی و توسط نیروی هوایی ایالات متحده طراحی شده و به بریتانیا اجازه دسترسی محدود را میدهد. ناسا هم فرود برنامه فضایی «آپولو مون» را از این جزیره رصد میکند. آژانس فضایی اروپا هم پرتاب راکتها را از داخل جزیره اسنشن کنترل میکند.
بر سر تپهها میتواند تجهیزات هوایی و دیشهای فضایی را دید، اما اینکه چه کسی به چه چیزی گوش میدهد به هیچ وجه مشخص نیست. فضای طبیعی عجیبِ حاکم در جزیره اسنشن درخور تمام چیزهای عجیب جزیره است.هیچ چیز سر جایش نبود. یک بعد از ظهر آفتابی که اتفاقا شر شر عرق میریختم به سمت ساحل رفتم. آنجا فرودگاهی به نام «فرودگاه کاملا بیدار» بود که دلیلش نیز حضور هزاران چلچله دودی رنگ دریایی بود که با سر و صدایشان آسمان و زمین را به هم میریختند.
چادر مسافرتی و دفترچه خاطرات
اسنشن از نظر جغرافیایی یک نوزاد محسوب میشود، چرا که تنها یک میلیون سال پیش تشکیل شده است. مساحت جزیره زیاد نیست و هوا نیز بیشتر روزها بسیار گرم است. خاک جزیره هم بیشتر از مواد مذاب تشکیل شده است. تا قبل از استقرار بریتانیاییها در سال 1815، این جزیره خالی از سکنه بود.
جالب اینجا است که بزرگترین جانوران جزیره نوعی خرچنگ است که بر روی خشکی زندگی میکند. کشتیها هم هیچگاه از این جزیره استقبال نکردهاند. با این حال، ملوانانی که در سال 1726 میلادی به این جزیره سفر کردند، یک عدد چادر و یک دفتر خاطرات در آنجا پیدا کردند.
چندی بعد مشخص شد که آن وسایل مربوط به ملوان هلندی بوده که به دلیل همجنسبازی به این جزیره تبعید شده بود. البته سرگذشت آن مرد مشخص نیست، چرا که هیچ اسکلتی در اسنشن یافت نشد.

هشتاد سال بعد، یعنی زمانی که ناپلئون در جزیره «سنت هلن» تبعید شده بود، نیروهای بریتانیایی به حوالی اسنشن رفتند تا مانع ورود تیمهای نجات فرانسوی به سنت هلن شوند. سنت هلن حدودا در فاصله 1100 کیلومتری جنوب شرقی اسنشن قرار دارد.
داروین مینویسد: «نزدیک ساحل هیچ چیزی نمیروید... این جزیره تقریبا تهی از هرگونه درختی است.»
چارلز داروین با دوستش جوزف هوکر در مورد اینکه چگونه میتواند جزیره اسنشن را برای انسانها قابل زیست کرد، صحبت کرد. هوکر بعدها مدیر باغهای سلطنتی در کیو شد و در سال 1843 میلادی به این جزیره سر زد. او برنامه ریزی لازم را برای این کار انجام داد.
او تصمیم گرفت تا در قله 859 متری کوه گرین (بلندترین نقطه جزیره) درختکاری انجام دهد، چرا که گیاهها میتوانند رطوبت ناشی از بادهای جنوب شرق را به دام انداخته و آن را به سطوح پایینتر جزیره منتقل کنند. در این صورت، نیروها میتوانستند از آب آشامیدنی برخوردار شوند. از طرف دیگر، چراگاه و زمین زراعی برای پرورش دام و کشاورزی نیز مهیا میشد.
چرا طرح داروین یک فاجعه بود؟
دکتر سام وبر، زیست شناس، میگوید: «همانطور از پوشش سبز اطراف مشخص است، طرح آن دو کاملا جواب داد.» دکتر وبر در منطقهای معتدل ایستاده بود، جایی که با خودرو میشد در عرض چند دقیقه به همان بیابانهای قدیمی و بسیار گرم رسید.

گروهی از مهندسین BBC در دهه 60 میلادی وارد جزیره شدند تا دستگاههای فرستنده برای ارسال امواج به آفریقا و آمریکای جنوبی را در آنجا نصب کنند. آنها روستایی را برپا کردند و گیاهی به نام «خار مکزیکی» از نوع کهور در آنجا کاشتند.
امروزه هر سمت جزیره را که نگاه میکنیم، این بوتهها را خواهیم دید. وبر میگوید: «حدود 38 هزار بوته در جزیره وجود دارد.» ریشههای این گیاهان گاهی اوقات تا 20 یا 30 متر زیر زمین میرود و همین مسئله سختی کار را چند برابر میکند. دکتر وِبر در طرحی خود درختان جدیدی را به جزیره معرفی کرد که میتواند به رشد گیاهان بومی کمک کند.
برچسب:
نویسنده: استخدام کار