طاها میگوید در حال سوارشدن بهقطار «اسکای» در ونکوور بود، که آن مرد جوان را در حال فحاشی و فریاد زدن دید و مردم نیز وحشتزده به او نگاه میکردند.
طاها میگوید در حال سوارشدن بهقطار «اسکای» در ونکوور بود، که آن مرد جوان را در حال فحاشی و فریاد زدن دید و مردم نیز وحشتزده به او نگاه میکردند.
این خانم سالخورده پیش از آنکه اشک از چشمانش سرازیر شود به طاها گفت: من مادر هستم و این مرد هم به کسی احتیاج داشت که دستش را بگیرد.
- - , .
برچسب:
نویسنده: استخدام کار